حافظه کنسول را میشود با چند بازی بزرگ پر کرد، اما پیدا کردن بازیای که واقعاً دلتان بخواهد هر شب سراغش بروید، کار سادهای نیست. بعضی بازیها چند ساعت زمان میخواهند تا راه بیفتند، بعضی از همان مرحله اول شما را درگیر میکنند و بعضی هم فقط وقتی کنار یک دوست بازیشان کنید، جذابیت اصلی خود را نشان میدهند. برای انتخاب بهترین بازی های ایکس باکس سری اس و سری ایکس، بهتر است از همین تفاوتها شروع کنیم.
در این فهرست، هم سراغ بازیهای داستانی و نقشآفرینی رفتهایم، هم مسابقهای، ترسناک و دونفره. قرار نیست همه این بازیها برای همه مناسب باشند؛ کنار معرفی هر عنوان، درباره چیزهایی صحبت میکنیم که واقعاً روی انتخاب اثر میگذارند. منظور ما، ریتم بازی، سختی مبارزات، کیفیت همکاری دونفره و اینکه چه چیزی ممکن است بعد از چند ساعت شما را پای بازی نگه دارد یا از آن دور کند.
بهترین بازی های ایکس باکس سری اس و ایکس در یک نگاه#
اگر میخواهید سریعتر انتخاب کنید، این جدول نقطه شروع خوبی است. ترتیب بازیها به معنی رتبهبندی از بهترین به ضعیفترین نیست.
بازی | سبک اصلی | بیشتر مناسب چه کسی است؟ |
|---|---|---|
Forza Horizon 6 | مسابقهای، جهانباز | کسی که از رانندگی و جمعکردن خودروها لذت میبرد |
Elden Ring | اکشن نقشآفرینی | بازیکنی که چالش و کشف مسیرهای ناشناخته را دوست دارد |
Baldur’s Gate 3 | نقشآفرینی نوبتی | علاقهمند به داستان، انتخاب و مبارزات حسابشده |
Clair Obscur: Expedition 33 | نقشآفرینی نوبتی | کسی که داستان جدی و مبارزات تعاملی میخواهد |
Indiana Jones and the Great Circle | ماجراجویی | طرفدار معما، اکتشاف و ماجراهای سینمایی |
Resident Evil 4 Remake | اکشن، ترسناک | کسی که هیجان مبارزه را در کنار ترس میخواهد |
Alan Wake 2 | ترسناک، داستانی | علاقهمند به روایت پیچیده و فضای رازآلود |
It Takes Two | همکاری دونفره | زوجها و دوستانی که میخواهند کنار هم بازی کنند |
Split Fiction | اکشن ماجراجویی دونفره | طرفداران مراحل متنوع و همکاری مداوم |
Hi-Fi RUSH | اکشن ریتمیک | علاقهمند به موسیقی و مبارزات کمبومحور |
Ori and the Will of the Wisps | سکوبازی، ماجراجویی | کسی که حرکت دقیق و اکتشاف را دوست دارد |
Hades | اکشن روگلایت | بازیکنی که از تلاش دوباره و ترکیب قدرتها خسته نمیشود |
بازیهای سری اس و سری ایکس چه تفاوتی دارند؟#
بیشتر بازیهایی که برای Xbox Series X|S منتشر میشوند، روی هر دو کنسول قابل اجرا هستند. تفاوت اصلی معمولاً در وضوح تصویر، جزئیات گرافیکی و حالتهای اجرای بازی است؛ نه اینکه صاحبان سری اس مجبور باشند سراغ مجموعه کاملاً متفاوتی از بازیها بروند.
البته نباید انتظار داشت تمام قابلیتها همیشه یکسان باشند. برای مثال، Alan Wake 2 روی سری ایکس حالت Performance دارد، اما این حالت روی سری اس ارائه نشده است. در چنین مواردی، تفاوت کنسول میتواند برای کسی که به نرخ فریم حساس است، روی تصمیم خرید اثر بگذارد.
موضوع دیگر، نسخهای است که میخرید. سری اس دیسکخوان ندارد و باید بازی را بهصورت دیجیتال تهیه کنید. همچنین وجود نام یک بازی در فهرست بازیهای ایکس باکس، به معنی موجودبودن آن در گیم پس نیست؛ این دو موضوع را باید جدا بررسی کرد.
۱. Forza Horizon 6؛ برای وقتهایی که فقط میخواهید رانندگی کنید#
در بازیهای مسابقهای، همیشه جذابترین لحظه عبور از خط پایان نیست. گاهی انتخاب یک ماشین، بیرونزدن از مسیر مسابقه و رانندگی بدون مقصد مشخص، بیشتر سرگرمتان میکند. Forza Horizon 6 با فضای ژاپن، برای چنین تجربهای انتخاب جذابی است؛ بهخصوص اگر خودِ ماشینها و گشتوگذار بهاندازه رقابت برایتان اهمیت داشته باشند.
فرمول هورایزن به بازیکن اجازه میدهد به یک نوع سرگرمی محدود نماند. میتوانید مدتی روی مسابقهها تمرکز کنید و بعد سراغ امتحانکردن خودروهای مختلف بروید. همین تغییر ریتم باعث میشود برای جلسههای کوتاه بازی هم مناسب باشد؛ لازم نیست هر بار یک بخش طولانی داستان را دنبال کنید یا به خاطر بسپارید آخرین مأموریت کجا تمام شد.
اگر از مسابقههای کاملاً جدی و پیستی فاصله میگیرید، فضای بازتر Horizon احتمالاً بیشتر به سلیقهتان میخورد. البته اگر هدفتان تمرین دقیق رانندگی در پیست و رقابت با قواعد سختگیرانه است، باید تفاوت این مجموعه با Forza Motorsport را هم در نظر بگیرید. هورایزن بیشتر درباره لذت رانندگی و تنوع تجربه است.

۲. Elden Ring؛ لذت پیدا کردن راهی که بازی نشانتان نداده#
Elden Ring از آن بازیهایی است که یک تصمیم ساده در آن میتواند برنامه چند ساعت آیندهتان را عوض کند. از دور ساختمانی میبینید، برای بررسی نزدیک میشوید و ناگهان به مسیری میرسید که اصلاً قرار نبود واردش شوید. بخش زیادی از جذابیت جهان بازی در همین حس کنجکاوی است.
مبارزات سختاند، اما همیشه مجبور نیستید همان لحظه از مانعی که جلویتان قرار گرفته عبور کنید. اگر یک باس بیش از حد قوی است، میتوانید منطقه دیگری را بگردید، سلاح و توانایی تازه پیدا کنید و بعد برگردید. همین امکان، سختی بازی را قابلمدیریتتر میکند. گاهی مشکل با چند سطح قویترشدن حل میشود و گاهی باید عادت همیشگیتان در مبارزه را کنار بگذارید.
انتخاب سلاح هم فقط تغییر ظاهر شخصیت نیست. بازیکردن با یک سلاح سنگین، جادو یا تجهیزات سریع، ریتم متفاوتی دارد. اگر از آزمایشکردن و یادگرفتن رفتار دشمنها لذت میبرید، Elden Ring میتواند مدت زیادی سرگرمتان کند. اما برای کسی که دنبال داستانی سرراست و پیشروی بیدردسر است، انتخاب مطمئنی نیست.
هنگام خرید هم حواستان به نسخه محصول باشد. Shadow of the Erdtree بسته الحاقی است و به بازی اصلی نیاز دارد؛ خرید آن بهتنهایی برای شروع کافی نیست.

۳. Baldur’s Gate 3؛ وقتی صحبتکردن بهاندازه جنگیدن اهمیت دارد#
در Baldur’s Gate 3 لازم نیست جواب هر مشکل را با شمشیر بدهید. ترکیب گروه، توانایی شخصیتها و حتی انتخاب یک جمله در گفتوگو میتواند مسیر برخورد با یک موقعیت را تغییر دهد. جذابیت بازی در این است که به بازیکن اجازه میدهد راه خودش را پیدا کند، نه اینکه فقط پاسخ ازپیشتعیینشده را حدس بزند.
مبارزات نوبتیاند و موقعیت شخصیتها اهمیت زیادی دارد. اینکه چه کسی جلو بایستد، کدام دشمن زودتر از میدان خارج شود و توانایی محدودتان را چه زمانی مصرف کنید، میتواند نتیجه نبرد را عوض کند. اگر از مبارزهای لذت میبرید که قبل از زدن دکمه نیاز به فکرکردن داشته باشد، این سیستم برایتان جذاب خواهد بود.
البته باید با گفتوگوهای طولانی و یادگرفتن قواعد نقشآفرینی کنار بیایید. این بازی را نمیشود صرفاً با عجله از یک نشانگر به نشانگر بعدی رفت و انتظار داشت تمام جذابیتش را دید. شناخت همراهان و پیگیری داستانهایشان بخش مهمی از تجربه است.
برای بازی کنار یک دوست هم گزینه قابلتوجهی است. برخلاف اطلاعات بعضی راهنماهای قدیمی، حالت تقسیم صفحه با آپدیت ۸ به نسخه سری اس اضافه شده است؛ بنابراین نبود این قابلیت در زمان عرضه، وضعیت فعلی بازی را توصیف نمیکند.

۴. Clair Obscur: Expedition 33؛ مبارزه نوبتی که نمیگذارد دست روی دست بگذارید#
Expedition 33 برای کسی جذاب است که برنامهریزی در مبارزات نوبتی را دوست دارد، اما نمیخواهد هنگام حمله دشمن فقط تماشاگر باشد. اینجا انتخاب مهارت و ترکیب گروه مهم است، ولی دفاع و جاخالیدادن در لحظه هم میتواند نتیجه نبرد را تغییر دهد.
همین ترکیب باعث میشود شناختن حرکات دشمن ارزش پیدا کند. با چند بار روبهروشدن با یک حریف، فقط عدد آسیب و میزان سلامتیاش را یاد نمیگیرید؛ ریتم حملاتش هم برایتان آشنا میشود. از طرف دیگر، انتخاب تجهیزات و هماهنگی توانایی اعضای گروه همچنان جای خودش را دارد و بازی به یک آزمون صرفاً واکنشی تبدیل نمیشود.
داستان گروهی که برای شکستن چرخه مرگ راهی سفر میشوند، به مبارزات وزن بیشتری میدهد. اگر به نقشآفرینیهای داستانمحور علاقه دارید، این عنوان میتواند یکی از انتخابهای اصلیتان باشد. فقط با تصور یک بازی کاملاً آرام و منویی سراغش نروید؛ زمانبندی در آن نقش واقعی دارد.

۵. Indiana Jones and the Great Circle؛ ماجراجویی برای کسانی که عجله ندارند#
اگر جذابترین بخش یک بازی برایتان سرککشیدن به محیط، پیداکردن سرنخ و حلکردن معماست، Indiana Jones and the Great Circle انتخاب مناسبی است. بازی شما را در نقش ایندیانا جونز قرار میدهد و از همان علاقه آشنای این شخصیت به کشف رازها و گرفتارشدن در دردسر استفاده میکند.
زاویه دید اولشخص کمک میکند اشیاء و محیط اطراف بیشتر به چشم بیایند. اینجا بهتر است گاهی سرعتتان را کم کنید، به اطراف نگاه کنید و اجازه بدهید خودِ اکتشاف بخشی از سرگرمی باشد. اگر عادت دارید فقط دنبال نزدیکترین درگیری بروید، ممکن است با ریتم بازی بهاندازه کسی که از معما و جستوجو لذت میبرد، ارتباط نگیرید.
برای انتخاب یک بازی تکنفره میان عنوانهای پر از رقابت و جدول امتیاز، گزینه خوبی است. بهخصوص اگر دوست دارید پایان یک جلسه بازی، حس کنید بخشی از یک ماجرای سینمایی را جلو بردهاید؛ نه اینکه فقط چند مسابقه یا نبرد تکراری دیگر انجام داده باشید.

۶. Resident Evil 4 Remake؛ ترس وقتی خشاب تقریباً خالی است#
Resident Evil 4 Remake تعادل خوبی میان قدرتدادن به بازیکن و تحت فشار گذاشتن او برقرار میکند. سلاح دارید و میتوانید از خودتان دفاع کنید، اما معمولاً آنقدر منابع ندارید که بدون فکر شلیک کنید. همین کمبود حسابشده، حتی درگیریهای معمولی را هم مهم میکند.
مبارزه فقط نشانهگیری نیست. باید محیط را بخوانید، اجازه ندهید محاصره شوید و تصمیم بگیرید چه زمانی مهمات باارزشتر را خرج کنید. ارتقای سلاحها هم انتخابی تزئینی نیست؛ وقتی منابع محدودند، باید مشخص کنید کدام ابزار بیشتر با شیوه بازی شما جور است.
داستان مأموریت لئون ریتمی دارد که کمتر اجازه میدهد مدت زیادی در یک حالوهوا بمانید. برای کسی که ترس میخواهد، اما با قدمزدنهای طولانی و اکشن کم ارتباط نمیگیرد، این نسخه پیشنهاد خوبی است.
در فروشگاه، نسخه بازسازیشده سال ۲۰۲۳ را بررسی کنید. نسخه قدیمی هم با نام Resident Evil 4 وجود دارد و شباهت اسمها ممکن است باعث انتخاب اشتباه شود.

۷. Alan Wake 2؛ ترسی که بعد از بستن بازی هم ذهنتان را مشغول میکند#
Alan Wake 2 را بهتر است زمانی شروع کنید که حوصله دنبالکردن داستان و توجه به جزئیات را دارید. جذابیتش فقط در رویارویی با دشمن نیست؛ فضای محیط، صداها و تردیدی که درباره اتفاقها ایجاد میشود، بخش مهمی از تجربه را میسازند.
اگر از روایتهایی لذت میبرید که همه پاسخها را همان لحظه تحویلتان نمیدهند، این بازی میتواند درگیرتان کند. اما اگر معمولاً نوشتهها و گفتوگوها را رد میکنید تا زودتر به مبارزه برسید، احتمالاً بخش مهمی از چیزی را که Alan Wake 2 برای ارائه دارد از دست میدهید.
برای انتخاب میان این بازی و Resident Evil 4، از خودتان بپرسید ترس را بیشتر از چه راهی میخواهید: فشار مبارزه و مدیریت مهمات، یا فضا و روایت رازآلود؟ هر دو انتخاب خوبیاند، اما تجربه یکسانی ارائه نمیدهند.
صاحبان سری اس باید به یک تفاوت فنی هم توجه کنند: این نسخه حالت Performance ندارد. روی سری ایکس امکان انتخاب میان Quality و Performance وجود دارد؛ بنابراین اگر نرخ فریم برایتان اولویت اصلی است، این نکته را پیش از خرید در نظر بگیرید.

۸. It Takes Two؛ همکاری واقعی، نه فقط حضور دو بازیکن#
خیلی از بازیها اجازه میدهند دو نفر وارد یک مرحله شوند، اما It Takes Two از ابتدا حول همکاری همان دو نفر ساخته شده است. تواناییها و وظیفهها طوری تقسیم میشوند که معمولاً نمیتوانید همه کارها را به بازیکن باتجربهتر بسپارید و خودتان فقط دنبالش بروید.
داستان درباره کودی و می است؛ زوجی که به عروسک تبدیل شدهاند و باید برای عبور از موقعیتهای عجیب با هم کار کنند. تنوع مراحل اجازه نمیدهد بازی برای مدت طولانی روی یک ایده بماند. همین که به یک سازوکار عادت میکنید، مرحله بعد از شما همکاری متفاوتی میخواهد.
برای زوجها یا دوستی که میخواهند کنار هم بازی کنند، انتخاب جذابی است؛ البته به شرطی که هر دو برای یادگرفتن و هماهنگشدن حوصله داشته باشند. ظاهر رنگارنگ بازی به معنی این نیست که یک نفر میتواند کاملاً منفعل بماند.
این عنوان برای دو بازیکن طراحی شده است. اگر قرار است آنلاین بازی کنید، شرایط Friend’s Pass را هم بررسی کنید؛ این قابلیت میتواند نیاز به خرید دو نسخه کامل را برطرف کند.

۹. Split Fiction؛ یک بازی دونفره با تغییر مداوم قواعد#
Split Fiction انتخاب مناسبی برای کسانی است که در بازیهای همکاری، بیشتر از هر چیز دنبال تنوعاند. میو و زویی، دو نویسنده با دنیاهای ذهنی متفاوت، وارد موقعیتهایی میشوند که میان علمیتخیلی و فانتزی جابهجا میشوند. این تفاوت فقط در ظاهر مراحل نیست و به سازوکارهای بازی هم فرصت تغییر میدهد.
هماهنگی همچنان اصل ماجراست. باید به کاری که همراهتان انجام میدهد توجه کنید و زمانبندی خودتان را با او تنظیم کنید. اگر از بازیهایی لذت میبرید که باعث میشوند هنگام تجربهشان مدام با هم صحبت کنید، این ویژگی برایتان امتیاز بزرگی است.
در مقایسه با It Takes Two، دلیل انتخاب Split Fiction میتواند علاقه بیشتر به دنیاهای فانتزی و علمیتخیلی و موقعیتهای متنوع اکشن باشد. هر دو برای همکاری ساخته شدهاند، اما لازم نیست انتخابتان را فقط بر اساس جدیدتربودن یکی از آنها انجام دهید.
نسخه ایکس باکس از دونفره محلی، همکاری آنلاین و بازی بین پلتفرمها پشتیبانی میکند. برای استفاده از Friend’s Pass در بازی کامل، یکی از دو نفر باید نسخه کامل را داشته باشد.

۱۰. Hi-Fi RUSH؛ مبارزه وقتی ضربآهنگ دستتان میآید#
در Hi-Fi RUSH میتوانید به مبارزه وارد شوید و ضربه بزنید، اما وقتی حرکتهایتان با ریتم هماهنگ میشود، بازی شکل دیگری پیدا میکند. کمبوها منظمتر حس میشوند و توجه به موسیقی، از یک کار فرعی به بخشی از کنترل شخصیت تبدیل میشود.
نکته جذاب این است که موسیقی از دنیای بازی جدا نیست. حرکت محیط و دشمنها هم به همان ضربآهنگ وابسته است و به شما کمک میکند ریتم را فقط با شنیدن پیدا نکنید. بااینحال، برای لذتبردن از سیستم مبارزه باید کمی فرصت بدهید تا این هماهنگی جا بیفتد.
فضای شوخطبع و طراحی رنگارنگ، بازی را برای فاصلهگرفتن از جهانهای تاریک و جدی مناسب میکند. اگر از بهترشدن در اجرای کمبوها و تکرار مبارزه برای عملکرد تمیزتر لذت میبرید، احتمالاً بیشتر از کسی جذب آن میشوید که فقط میخواهد داستان را با کمترین درگیری تمام کند.

۱۱. Ori and the Will of the Wisps؛ وقتی خودِ حرکت جایزه است#
در Ori and the Will of the Wisps، پیدا کردن یک توانایی تازه فقط به معنی بازشدن یک در نیست. شیوه حرکت شما تغییر میکند و بخشهایی از محیط که قبلاً دستنیافتنی به نظر میرسیدند، قابل دسترس میشوند. برگشتن به مسیرهای قبلی به همین دلیل میتواند جذاب باشد.
بازی روی حس حرکت، پرش و عبور از موانع حساب زیادی باز میکند. وقتی چند حرکت را درست پشت سر هم انجام میدهید، عبور از محیط رضایتبخش میشود؛ حتی پیش از اینکه به پاداش یا مقصد برسید. موسیقی و طراحی هنری هم این تجربه را کامل میکنند، بدون اینکه همه بار جذابیت بازی روی ظاهرش باشد.
البته اوری فقط یک گردش آرام در جنگلی زیبا نیست. بعضی بخشها دقت و چند بار تلاش میخواهند. اگر زود از تکرار پرشها خسته میشوید، درجه سختی پایینتر میتواند شروع بهتری باشد. برای علاقهمندان به سکوبازی و اکتشاف، یکی از انتخابهای ارزشمند این فهرست است.

۱۲. Hades؛ شکست بخشی از ماجراست#
Hades از همان ابتدا روشن میکند که قرار نیست با اولین تلاش از دنیای زیرین خارج شوید. هر بار وارد مبارزه میشوید، ترکیبی از قدرتها و فرصتها پیش رویتان قرار میگیرد و باید با همانها راهی برای جلو رفتن پیدا کنید.
چیزی که تکرار را جذاب نگه میدارد، تغییر شیوه مبارزه است. یک انتخاب میتواند شما را به بازی تهاجمیتر تشویق کند و ترکیب دیگری اجازه بدهد با فاصله و احتیاط جلو بروید. به همین دلیل، فقط حفظکردن مراحل کافی نیست؛ باید از امکانات همان تلاش استفاده کنید.
روایت هم با برگشتن و دوباره شروعکردن متوقف نمیشود. همین موضوع کمک میکند شکست صرفاً اتلاف وقت احساس نشود. اگر از یادگرفتن رفتار دشمنها و ساختن ترکیبهای تازه لذت میبرید، Hades بهراحتی میتواند به بازی «فقط یک تلاش دیگر» تبدیل شود. در مقابل، اگر تکرار مسیر برایتان آزاردهنده است، بهتر است سراغ یک تجربه خطیتر بروید.

بازیها را جدا بخریم یا سراغ گیم پس برویم؟#
اگر از قبل میدانید دقیقاً کدام بازی را میخواهید و قرار است مدت زیادی با آن سرگرم شوید، خرید جداگانه میتواند انتخاب مناسبی باشد. برای تهیه نسخه دیجیتال، خرید گیفت کارت ایکس باکس یکی از راههای تأمین اعتبار حساب است؛ فقط کشور و ارز کارت را با حساب و فروشگاهی که از آن خرید میکنید تطبیق دهید.
اما اگر هنوز بین چند سبک مردد هستید و دوست دارید بازیهای مختلف را امتحان کنید، اشتراک میتواند کاربردیتر باشد. پیش از خرید گیفت کارت گیم پس حضور بازیهای موردنظرتان در کاتالوگ و پلن قابل استفاده روی کنسول را بررسی کنید. موجودبودن یک بازی در گیم پس، لزوماً به معنی دسترسی به تمام بستههای الحاقی آن نیست.
تمام بازیهای این مقاله را هم نباید عضو گیم پس فرض کنید. این فهرست برای انتخاب بازی روی سری اس و سری ایکس نوشته شده و وضعیت اشتراک هر عنوان باید هنگام خرید بررسی شود.
برای شروع کدام بازی را انتخاب کنیم؟#
اگر تازه کنسول خریدهاید، بهتر است انتخاب اولتان با عادت بازیکردنتان جور باشد. برای جلسههای کوتاه، Forza Horizon 6 یا چند تلاش در Hades میتواند مناسب باشد. برای دنبالکردن یک داستان طولانی، Baldur’s Gate 3 و Expedition 33 گزینههای جدیتری هستند. اگر هم قرار است بیشتر کنار یک نفر دیگر بازی کنید، It Takes Two و Split Fiction را در اولویت بگذارید.
لازم نیست حافظه کنسول را از همان روز اول پر کنید. یک بازی داستانی در کنار یک عنوان مسابقهای یا دونفره، تنوع خوبی میدهد و فرصت میکنید هرکدام را واقعاً تجربه کنید.
بهترین بازی های ایکس باکس پیشنهادی شما چیست؟ مدل کنسول و دلیل انتخابتان را هم در کامنت بنویسید؛ مخصوصاً اگر بازیای میشناسید که کمتر دربارهاش صحبت شده است.
پیشنهادهای دیگر از مجله ارزفلو#
اگر برای سرگرمی دونفره دنبال ایدهای بیرون از دنیای بازی هم هستید، مطلب پرامپت عکس دو نفره چت جی پی تی میتواند برای ساخت تصاویر خلاقانه با عکسهای خودتان به کارتان بیاید.
برای آشنایی با پرداختها و امکانات دیجیتال تلگرام هم میتوانید مقاله کاربرد استارز تلگرام را بخوانید.





دیدگاهها